محمد مهريار

386

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

به اين صورت در كل مىشود شهر سياوش و يا ساخته و پرداختهء سياوش . اما دربارهء خود كلمهء دستگرد آشكار است كه با توضيحى كه داده شد دستگرد يعنى شهر دست ، بلد دست و جايى كه دست و كار و زحمت آن را به‌وجود آورده است ، با اين نامگذارى ايرانى مىخواهد بگويد اين محل را زحمت و رنج و كوشش دست به‌وجود آورده است و اين مسأله سخت روشن است ، چنان كه در نامهاى ديگر مثل مهرگرد كه باز در اطراف ايران فراوان است مىخواهد بگويد كه اين محل را مهر و عشق ساخته است و آباد كرده است و اين معنى را از واژهء مهرآباد ، كه در اطراف ايران صدها محل و ديه‌هاى بزرگ و كوچك بدان نامبردار است ، خوب مىتوان دريافت ، براى نمونه از مهرآباد ( اراك ، اردستان ، تفت ، زنجان ، شيروان ، مراغه و غيره و غيره ) ياد مىكنم . خوب روشن است كه طوايف آريايى بعد از اينكه به فلات ايران سرازير شدند و در اين دشتهاى خشك و بىآب و علف و در دامنه‌هاى كوههاى عريان دچار زمستانهاى سخت و تابستانهاى گرم شدند ناچار شدند با رنج و زحمت و كاركرد دست از يك‌سو و با عشق و علاقه و همت از سوى ديگر امكنه و ديه‌هايى را براى استراحتگاه خود تهيه كنند ، به ناچار بعضى از اينها با نام دست ، علامت و آيت زحمت و كوشش و برخى ديگر با نام مهر به معناى عشق و علاقه نامبردار گرديد و نامگذارى شد . علت وقوع بسيار اين نامها نيز همين مسأله است و بىشك غير از اين نمىتواند باشد . حالى كه بر خلاف معمول خود اول وجه تسميهء محل را ذكر كرديم مىپردازيم به جامعه‌شناسى و تعيين محل و خصوصيات تاريخى ، جغرافيايى آن . چنان كه گفتيم در اصفهان نيز اين نام بر بسيارى از امكنه و ديه‌ها اطلاق شده است و چنانچه بخواهيم دربارهء همهء اينها به شيوهء رايج خود توضيحاتى بياوريم از اختصارى كه مبنا و بنياد ما در اين كتاب است دور خواهيم شد ، اين است كه فقط به ذكر دو دستگرد يكى در شمال و يكى در جنوب ( جنوب غربى ) اصفهان قناعت مىكنيم . اما آن دستگرد كه در شمال واقع است معروف به دستگرد برخوار است . در ضمن گفت‌وگو از نامواژهء برخوار دربارهء خصوصيات دهستان برخوار گفت‌وگو كرده‌ايم و گفته‌ايم كه در شمال اصفهان دشتى وسيع با زمينهاى رسوبى و حاصلخيز قرار دارد كه از آب قنات مشروب مىشده است و ديه‌هاى بسيار بزرگ و سخت حاصلخيز در اين ناحيه وجود داشته است و دارد و از آن جمله است ديه‌هاى